نیکا جاننیکا جان، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره
پیوند مامان و باباپیوند مامان و بابا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

نیکا قاصدک

کمک در کار خانه

احساس بزرگ شدن در نیکا خانم روز به روز بیشتر میشه و کارهای خارق العاده ای که انجام میده بهم انرژی میده. الانم که فقط دوست داره توی کارهای خونه بهم کمک کنه. از جمله کارهایی که نیکا خانم انجام میده ظرف شستن، دستمال کشیدن، سبزی پاک کردن، غذا درست کردن و کلی کارهای دیگه. ولی نتیجه ش چی میشه؟ اینکه بنده باید دو ساعت خرابکاریهای کوچولو رو درست کنم. دیشب درحال ظرف شستن بودم که اومد پیشم نیکا: مامان ظرف موشوری(میشوری)؟ گفتم آره. نیکا: کمک کنم؟ من: نه نیکا: باشه. همین که گفت باشه خوشحال شدم که سریع قبول کرد و اصرار نداشت. نمیدونستم چی تو سرشه. رفته تو کابینت یه دستمال برداشته نیکا: مامان ظرف، نیکا دستمال من: و تمام می...
13 خرداد 1394

بیرون رفت های ما سه نفر

هوای بهار اینقدر خوبه که هر روز عصر آدم وسوسه میشه یه سبد برداره و توش یه فلاسک و دوتا لیوان و میوه بذاره و بزنه بیرون از خونه. دیوارهای خونه هم کوتاهتر میشه و روشنایی خونه کم و آدم رو بیشتر ترغیب میکنن به بیرون رفتن. شاید هم اونا از دیدن قیافه های خسته ما کلافه شدن و می خوان یه کم تنها باشن.       ...
2 ارديبهشت 1394

از هر دری...

کارهای نیکا شیرین تر شده. لباس هاشو بزور تنش میکنه. هرچند کامل نمیتونه دستاشو از بلوز دربیاره و یا ایستاده شلوار پاش کنه ولی همین هم برای من کلی ارزش داره.تلاشش برای بستن زیپ لباس ها خیلی زیاده و تا جایی هم موفقیت آمیز بوده. حرف زدنش خیلی بهتر شده. سعی میکنه هر کلمه ای که بهش بگم ادا کنه. جملات 4 کلمه ای میگه. عروسکهاشو خیلی دوست داره. بهشون غذا میده. لباس تنشون میکنه. شیر میده و میخوابونه.جدیدا پوشک هم براشون میذاره . خدارو شکر بچه بد غذایی نیست و تقریبا همه چیز میخوره و بیشتر از هر چیزی از مواد گرد خوشش میاد و به همین خاطر منم خیلی از خوراکیهاشو گلوله میکنم و به قول خودش براش قِل قِل درست می کنم. هر وقت از دستش ناراحت میشم زود بغلم میکنه ...
10 دی 1393

آشپزی های من و دخترم

چندوقته نیکا علاقه عجیبی به کارهای خونه پیدا کرده.از جارو کردن گرفته تا آشپزی. مدام یه دستمال دستشه و روی میزها رو تمیز میکنه. لباسهارو از داخل لباسشویی درمیاره و روی رخت آویز پهن میکنه. اگه بخوام کیک درست کنم هم زدن کیک وظیفه نیکاست و .... بعدش دیگه خودتون حدس بزنید خونه چه وضعی پیدا میکنه. اینم نمونه شاهکارهای نیکا خانوم توی درست کردن تک تک اونها نیکا پای ثابت بوده "سمبوسه" کیک بسکویت ترشی لیمو   ...
8 آبان 1393

555 روزگی

انگار قسمت نمیشه سه تایی یه جشن کوچولو بگیریم. هر وقت روز خاصی برای نیکا جون هست یه اتفاق میفته و یا اینکه جایی میریم. 555 روزگی نیکا گلی مصادف شد با تولد گلسانا. خب دیگه اینم یه جشن بود دیگه. و صد البته به نیکا خیلی خوش گذشت. مخصوصا پفک خوردن. چون هروقت به نیکا نگاه میکردم یه پفک توی دستای کوچیکش بود. بچه ها بخاطر اینکه نیکا پیششون بره هرکدوم با یه پفک میومدن سراغش. اینم عکسهای خانمی گلسانا جان تولد مبارک   ...
25 مهر 1393

بازم محل کار مامان

نیکا گلی رو دیگه همه اعضا میشناسن و باهاش بازی میکنن. نیکام که عاشق کتاب و اسباب بازی. هرچی بزرگتر میشه کارهاش شیرین تر میشه. نیکا مشغول آجر بازی ژست عکس گرفتن خب دیگه دخترخانم بزرگ شده و می خواد کتاب آدم بزرگا رو بخونه و پایان یک روز خوب ...
23 مهر 1393

عروسی پسر دایی

17 مهر عروسی پسرداییم بود. طبق معمول اول از همه برای نیکا خانم خرید کردیم. بعد از کلی گشتن حاصل خرید یک جفت کفش، یک سارافون، گل سر و ساپورت. توی عروسی کلی اذیت شد و از شلوغی بدش میومد. ولی تا صدای آهنگ میشنید زودی بلند میشد و می رقصید. اصلا هم پیش بابایی نرفت. شاهکار نیکا خانم در پایان مجلس آخه یکی نیست به این نی نی ها بگه چرا اینقدر پا تو کفش بزرگترا میکنید؟   ...
17 مهر 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نیکا قاصدک می باشد